مسئله چیست؟ معنایی که راسل در فلسفه«اتمیسم منطقی»اش برای مسئله Proposition یا این که جمله ارائه میدهد، اختلاف متعددی با معنای پاراگراف یا این که عبارت sentence ندارد.مسئله در حیث راسل«مجرد سر میباشد ولی سر مرکب»، بدین معنی که اجزاء آن نیز سر میباشد، پس پاراگرافای که مشمول لفظ ها زیادی میباشد، هر لفظ آن یک سر خواهد معلم خصوصی ریاضی در همدان بود.
و عبارتی کهاین اجزاء و رموز را مخلوط مینماید نیز سر میباشد:
دراین باره بایستی موارد ذیل ذکر خواهد شد:
1-مراعات میکنیم که نزد راسل«راز»به معنی بسیار وسیعی بکار رفته و مشتمل بر همگی کلمه ها-از هر نوعی که باشد-میخواهد شد، هر لفظی و هر پاراگراف و عبارتی نیز سر میباشد.
2-نام و پاراگراف یا این که موضوع، هر سه رمزند، البته نام سر برای فرد، و پاراگراف و موضوع رمزی برای واقع Fact میباشند.این تمایز متکی به مطلبی میباشد که رده خاصی در فلسفه راسل دارااست:
واقع چیزی میباشد که زمینهای را راستگو یا این که کاذب قرار میدهد، واقع بهاین معنایی که راسل بکار میپیروزی چیزی مانند سقراط یا این که باران یا این که خورشید میباشد، سقراط هیچ مسئلهای را راستگو یا این که کاذب قرار نمیدهد. وقتی که میگوییم«چیز خاصی دارنده خواص معینی میباشد»یا این که«چیز خاصی با چیز دیگری عشق و علاقه معینی داراست«از واقع تعبیروتفسیر آوردهایم، ولی خویش این چیز که خاصیتی داراست یا این که با چیز دیگری عشقای داراست واقع وجود ندارد، خویش سقراط واقع وجود ندارد، البته اینکه سقراط فیلسوف بوده واقع، یا این که عالی بگوییم تعبیروتفسیر از واقع میباشد.
لذا راسل میگوید:واقع چیزی میباشد که موردای را درست گو یا این که کاذب قرار میدهد، یا این که تفسیر بدون نقص از واقع دائما به وسیل عبارت یا این که پاراگراف میباشد.کتاب اینجانب روی میز میباشد.اینجا خویش کتاب واقع وجود ندارد، شیء میباشد، و شیء با واقع فرق دارااست.قرار داشتن کتاب اینجانب روی میز واقع میباشد.نام از شیء یا این که چیز حکایت مینماید، یعنی نام برای آن چیز رمی میباشد، پاراگراف یا این که مورد که از واقع حکایت مینماید نیز راز میباشد، ولی خیر راز برای فرد و چیز معینی، بلکه برای واقع. (2)
راسل اتفاق ها را جزء فقید فعلی میداند و برای آن ها عینیت قائل میباشد، لذا خویش اتفاق ها موصوف به درستی یا این که کذب نمیشوند، البته قضایا یا این که صادقند و یا این که کاذب، در واقعیت اینها ویژه مورد میباشد که یا این که درست گو میباشد یا این که کاذب.
3-مسئله و گزاره(عبارت)، هر دو رمزی برای واقعاند، البته این دو تفاوت اصلی داراهستند: (3) راسل در آغاز در میان این دو تمایز قائل نمیشد، ولی آن گاه در کتاب«بحثی در مضمون و درستی»دربین آنان فرق گذارده میباشد.او دراین کتاب اینگونه میگوید:«مورد چیزی میباشد که ممکن میباشد در هر لغتی گفته خواهد شد:(سقراط میرا میباشد)Socrates est mortel دو حرف می باشند که از یک مورد حکایت مینمایند، در خویش یک لغت هم میقدرت از یک زمینه تعبیرهای مختلفی آورد:پس اختلاف در بین(قیصر در 15 مارس کشته شد)و(روز 15 مارس روز قتل قیصر میباشد)اختلافی درخصوص دانش ذکر میباشد، لذا ممکن میباشد دو شکل از لفظ ها یک مفهوم داشته باشند میتوانیم موضوع را اینگونه تمجید کنیم:(تمامی عباراتی میباشد که معنای یک عبارت معلومی را میرسانند.ولی عبارت با معنایش بیشتر مأنوسایم، «تنی چند از لفظ ها که مبتنی بر قانون ها ادغام لغوی در کنار هم قرار گرفتهاند.»
در واقع فرق میان عبارت و مورد، نظیر فرق فی مابین لفظ و معناست.یعنی مورد:«چیزی میباشد که عبارت بر آن دلالت مینماید.»ولی مورد نیاز وجود ندارد هر عبارتی معنای غیر وابسته داشته باشد و بر معنای خاصی دلالت نماید، البته در شرایطی که دلالتی برای هر عبارتی میباشد همین مدلول، موضوع خواهد بود.
جملهنما Propositional Function
مسئله چیست؟ معنایی که راسل در فلسفه«اتمیسم منطقی»اش برای مسئله Proposition یا این که جمله ارائه میدهد، اختلاف متعددی با معنای پاراگراف یا این که عبارت sentence ندارد.مسئله در حیث راسل«مجرد سر میباشد ولی سر مرکب»، بدین معنی که اجزاء آن نیز سر میباشد، پس پاراگرافای که مشمول لفظ ها زیادی میباشد، هر لفظ آن یک سر خواهد معلم خصوصی ریاضی در همدان بود.
و عبارتی کهاین اجزاء و رموز را مخلوط مینماید نیز سر میباشد:
دراین باره بایستی موارد ذیل ذکر خواهد شد:
1-مراعات میکنیم که نزد راسل«راز»به معنی بسیار وسیعی بکار رفته و مشتمل بر همگی کلمه ها-از هر نوعی که باشد-میخواهد شد، هر لفظی و هر پاراگراف و عبارتی نیز سر میباشد.
2-نام و پاراگراف یا این که موضوع، هر سه رمزند، البته نام سر برای فرد، و پاراگراف و موضوع رمزی برای واقع Fact میباشند.این تمایز متکی به مطلبی میباشد که رده خاصی در فلسفه راسل دارااست:
واقع چیزی میباشد که زمینهای را راستگو یا این که کاذب قرار میدهد، واقع بهاین معنایی که راسل بکار میپیروزی چیزی مانند سقراط یا این که باران یا این که خورشید میباشد، سقراط هیچ مسئلهای را راستگو یا این که کاذب قرار نمیدهد. وقتی که میگوییم«چیز خاصی دارنده خواص معینی میباشد»یا این که«چیز خاصی با چیز دیگری عشق و علاقه معینی داراست«از واقع تعبیروتفسیر آوردهایم، ولی خویش این چیز که خاصیتی داراست یا این که با چیز دیگری عشقای داراست واقع وجود ندارد، خویش سقراط واقع وجود ندارد، البته اینکه سقراط فیلسوف بوده واقع، یا این که عالی بگوییم تعبیروتفسیر از واقع میباشد.
لذا راسل میگوید:واقع چیزی میباشد که موردای را درست گو یا این که کاذب قرار میدهد، یا این که تفسیر بدون نقص از واقع دائما به وسیل عبارت یا این که پاراگراف میباشد.کتاب اینجانب روی میز میباشد.اینجا خویش کتاب واقع وجود ندارد، شیء میباشد، و شیء با واقع فرق دارااست.قرار داشتن کتاب اینجانب روی میز واقع میباشد.نام از شیء یا این که چیز حکایت مینماید، یعنی نام برای آن چیز رمی میباشد، پاراگراف یا این که مورد که از واقع حکایت مینماید نیز راز میباشد، ولی خیر راز برای فرد و چیز معینی، بلکه برای واقع. (2)
راسل اتفاق ها را جزء فقید فعلی میداند و برای آن ها عینیت قائل میباشد، لذا خویش اتفاق ها موصوف به درستی یا این که کذب نمیشوند، البته قضایا یا این که صادقند و یا این که کاذب، در واقعیت اینها ویژه مورد میباشد که یا این که درست گو میباشد یا این که کاذب.
3-مسئله و گزاره(عبارت)، هر دو رمزی برای واقعاند، البته این دو تفاوت اصلی داراهستند: (3) راسل در آغاز در میان این دو تمایز قائل نمیشد، ولی آن گاه در کتاب«بحثی در مضمون و درستی»دربین آنان فرق گذارده میباشد.او دراین کتاب اینگونه میگوید:«مورد چیزی میباشد که ممکن میباشد در هر لغتی گفته خواهد شد:(سقراط میرا میباشد)Socrates est mortel دو حرف می باشند که از یک مورد حکایت مینمایند، در خویش یک لغت هم میقدرت از یک زمینه تعبیرهای مختلفی آورد:پس اختلاف در بین(قیصر در 15 مارس کشته شد)و(روز 15 مارس روز قتل قیصر میباشد)اختلافی درخصوص دانش ذکر میباشد، لذا ممکن میباشد دو شکل از لفظ ها یک مفهوم داشته باشند میتوانیم موضوع را اینگونه تمجید کنیم:(تمامی عباراتی میباشد که معنای یک عبارت معلومی را میرسانند.ولی عبارت با معنایش بیشتر مأنوسایم، «تنی چند از لفظ ها که مبتنی بر قانون ها ادغام لغوی در کنار هم قرار گرفتهاند.»
در واقع فرق میان عبارت و مورد، نظیر فرق فی مابین لفظ و معناست.یعنی مورد:«چیزی میباشد که عبارت بر آن دلالت مینماید.»ولی مورد نیاز وجود ندارد هر عبارتی معنای غیر وابسته داشته باشد و بر معنای خاصی دلالت نماید، البته در شرایطی که دلالتی برای هر عبارتی میباشد همین مدلول، موضوع خواهد بود.
جملهنما Propositional Function

نرم افزار حل ریاضی Photomath